غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

403

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و اكنون با سه چهار هزار سوار جرار مستعد جنك و پيكار ايستاده است ميرزا محمد زمان چون اين خبر استماع نمود عنان عزيمت بجانب غرجستان انعطاف داد و در اثناء راه امير حسين على جلاير و امير يونس على ولد امير بابا على و خواجه حيدر على قرچق و جمعى از سرداران و سپاهيان از آن حضرت گريخته بقرايغاج رفتند و مخدوم‌زاده بر جناح استعجال بجانب غرجستان حركت فرمود و در پيل چراغ سيد مهدى خواجه نيز از آن حضرت رخصت طلبيد و راه ماوراء النهر پيش گرفت و چون محمد زمان ميرزا بغرجستان رسيد امير شاه محمد سيف الملك و خواجه غياث الدين على خالدار و خواجه كمال الدين حسين و ساير ارباب و كلانتران آنولايت شرط استقبال بجاى آوردند و آنچه دست مكنت ايشان بدان ميرسيد پيشكش كردند مخدوم‌زاده در قريه استو رحل اقامت انداخته همدران دو سه روز رايات نصرت آيات بابرى بر موضع آق گنبد كه ميان آن ولايت و چقچران واسطه است سايه افكند اما چون تمامى غرجستانيان در دولت‌خواهى محمد زمان ميرزا راسخ دم و ثابت‌قدم بودند حضرت پادشاهى به آن كوهستان در نتوانست آمد و به طرف فيروزكوه غور رفته از آنجا براه‌يكه النك متوجه كابل گشت و محمد زمان ميرزا نوبت ديگر فى - الجمله يراق و استعداد بهم رسانيده از غرجستان بچقچران نقل كرد و در منزل چراغدان چراغ اقامت برافروخته متردد بود كه از آنجا بجانب قندهار نهضت نمايد يا بار ديگر بحدود بلخ شتابد كه ناگاه طليعهء لشگر امراء خراسان كه سردار ايشان ابراهيم سلطان موصلى و احمد سلطان افشار بودند و بموجب فرمان والى هراة امير خان لله بدانجانب شتافته بودند پيدا شد و مخدوم‌زاده امير شاه محمد سيف الملك و پسر عم امير اردو شاه ميرزا بيك و امير هرانقلى و اسلام على ولد يار على بخشى و امير شاه حسين ياركى مير آخور را با اكثر مردم مغول غابچى و لشگريان در برابر امراء خراسان گذاشته بنفس نفيس علم عزيمت از راه سونج بصوب بندر كه يكى از صدجات غرجستانست برافراشت و ابراهيم سلطان و احمد سلطان سپاه ميرزا محمد زمان را بضرب تيغ و سنان منهزم گردانيده ميرزا بيك را باده دوازده كس از كلانتران مغول غانچى و بسيارى از احاد اجناد بر خاك هلاك انداختند و بقية السيف بمحمد زمان ميرزا پيوسته آن حضرت از بندر عزم قندهار كرد و راقم حروف بسبب اتلاف يراق اجازت يافته در غرجستان توقف نمود و چون مخدوم‌زاده بروبز رسيد شاه محمد بيركه كه از معركهء چراغدان بدان طرف گريخته بود با شصت - هفتاد كس از توابع و لواحق بموكب عالى پيوست و بمبالغهء بسيار آن حضرت را بر آن داشت كه فسخ عزيمت قندهار كرده عنان به طرف ولايت سان و چهار يك انعطاف داد و لشگريان در نواحى جزروان اغروق ميرزا بيك را كه عازم شبرغان بود غارتيده فى الجمله يراقى بدست آوردند و به چهار يك رفته رحل اقامت انداختند منتظر آنكه اسلام على و يار على بخشى و مردم مغول غانچى كه جهة تجهيز و تكفين كشتگان خود در بندر مانده بودند بملازمت رسند آنگاه متوجه شبرغان گردند و چون امين بيك اين خبر شنيد كس